مولانا جلال الدین بلخی را از یاد نبریم

امروز مطلب تأسف باری در خصوص عدم حضور رسمی فارسی زبانان در بزرگداشت مولانا خواندم (در سایت تابناک تحت عنوان حذف نام ایران در بزرگداشت «مولانا» ). گویا فراموش کرده ایم مولانا اشعارش را به زبان فارسی سروده است. بر خود نهیب بزنیم و یادمان باشد اگر سستی کنیم فرزندان ما دیگر مولانا را نخواهند شناخت.

آخرین سروده مولانا (به تعبیر استاد زرین کوب) را با هم بخوانیم

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا

بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد

از برق این زمرد هی دفع اژدها کن

بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی

تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید

سلام استاد ارجمندم من عاشق این شعرم خیلی زیباست...