بازنگری برنامه های درسی دانشگاهی ++

در طول برنامه های توسعه دوم، سوم و چهارم توسعه اقتصادی اجتماعی کشور همواره تأکید زیادی بر اصلاح و بازنگری برنامه های درسی شده است. برای ارائه تصویری روشن در این زمینه بد نیست مروری بر تشکیل و انحلال شورای عالی برنامه ریزی داشته باشیم.

پس از انقلاب اسلامی تغییرات گسترده‌ای در سیستم آموزشی از جمله برنامه‌های درسی به وجود آمد و ستاد انقلاب فرهنگی و بعدها شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه نقش هدایت کننده‌ای داشتند. شورای عالی انقلاب فرهنگی با هدف ایجاد هماهنگی میان دانشگاهها در تاریخ 28/11/1363 کلیات طرح تشکیل شورای عالی برنامه‌ریزی را تصویب کرد. با تشکیل این شور در وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت سیاست برنامه‌ریزی درسی متمرکز در کشور به اجرا درآمد (اجتهادی، 1374). در سال 1379 این سیاست مورد بازنگری قرار گرفت و آیین نامه واگذاری برخی اختیارات شورا به دانشگاهها تصویب و ابلاغ شد که بخشی از آن برنامه‌های درسی مربوط می‌شد.

بر اساس این مصوبه دانشگاهای دارای هیأت ممیزه مجاز خواهند بود در دوره کارشناسی 20 تا 24 واحد، کارشناسی ارشد 18 تا 26 واحد و همه دروس دوره دکتری را رأساً برنامه‌ریزی کنند و پیش از اجرا به تصویب شورای عالی برنامه‌ریزی برسانند (آیین‌نامه واگذاری اختیارات، 1379). اینکه دانشگاهها توانستند از این اختیارات استفاده کنند یا خیر، سؤالی است که اجتهادی (1374) پاسخ آن را منفی دانسته است. هرچند با توسعه دانشگاهها از بعد کمی و کیفی زمینه برای اتخاذ تصمیم‌های مستقل فراهم تر شده اما در مجموع دانشگاهها از ظرفیت لازم برای استفاده از این اختیارات برخوردار نبوده‌اند. دلیل اصلی این امر نبود متخصص، کمبود منابع، نبود الگوی برنامه‌ریزی دانشگاهی، مقاومت در برابر تغییر، گرایش مدیران دانشگاهی به سیستم متمرکز و در اولویت نبودن این امر در کنار سایر امور دانشگاهها بوده است (نوروززاده و همکاران، 1385؛ اجتهادی، 1374؛ وزیری، 1378).  در سال 1381 شورای عالی برنامه‌ریزی منحل و کلیه اختیارات آن به دفتر گسترش آموزش عالی واگذار گردید و نظام برنامه‌ریزی درسی از طریق این شورا هدایت می‌شود.

به طور کلی می‌توان گفت نظام برنامه‌ریزی درسی در نظام آموزش عالی کشورمان نیمه متمرکز است اما بررسی‌ها حاکی از این است که دانشگاهها فقط در بازنگری برنامه‌ها مشارکت می‌کنند و تغییرات اساسی کمتر مشاهده شده است. نظام تدوین برنامه‌های درسی (با تلقی حداقلی) بیشتر بر تدوین سرفصل تمرکز دارد و سایر عناصر برنامه‌های درسی تقریباً نادیده گرفته شده است. مقایسه چنین نظامی که از الگوی خاصی نیز پیروی نمی‌کند با یک مدل کامل می‌تواند ضمن آشکار کردن نواقص آن زمینه را برای اصلاح و بهبود سیستم فراهم ‌کند.

 منابع:

اجتهادی، مصطفی (1374). بررسی توان دانشگاهها از مصوبه شورای عالی برنامه‌ریزی در مورد واگذاری پاره‌ای اختیارات به دانشگاهها. فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره 9 ، ص 159-143.

نوروززاده، رضا و همکاران (1385). وضعیت سهم مشارکت دانشگاهها در بازنگری برنامه‌های مصوب شورای عالی برنامه‌ریزی. فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره 42، ص 93-71.

وزیری، مژده (1378). نظام برنامه‌ریزی درسی در آموزش عالی ایران: ویژگی‌ها و جهت‌گیری‌ها. رساله دکتری، تهران دانشگاه تربیت مدرس.‌

 

ادامه دارد

/ 0 نظر / 6 بازدید